سلام به دوستان با معرفتی که این مدت منو تنها نذاشتن و سر زدن
و شرمندشونم که مدت زیادی می شه به روز نشدم![]()
اول از همه بگم یه وبلاگ تازه متولد شده
با این مسافر توی جزیره متروک همسفر بشین![]()
تنهاش نذارین
با شعر جدید نیومدم اما به یه شعری برخوردم که مدتیه ورد زبونم شده
ازش خوشم اومده
نمی دونم چرا
اگه حرفی راجع بهش دارین بگین
آدمک
آدمک آخر دنیاست...بخند!!!
آدمک مرگ همین جاست...بخند!!!
دست خطی که تو را عاشق کرد...
شوخی کاغذی ماست...بخند!!!
آدمک خر نشوی گریه کنی...
کل دنیا سراب است...بخند!!!
آن خدایی که بزرگش خواندی...
به خدا مثل تو تنهاست...بخند!!!

نظر یادتون نره
دعا واسه قبولی منم فراموش نکنین![]()
فکر کنم آخر سال این شکلی بشم![]()
خب دیگه
من برم که بازم بیام![]()
فعلا تا بعد...
...
![]()
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 14:3  توسط ساکت
|


